اسباب کشی با کمک نینی خودمون×
سلام جیجیلی بیجیلی من ..فداااااااات بشه مامان.
عسیسسسسسسسسسسسسسسم..جونم نفس قربون قد و بالات برم..
جووووووووووووووووونننننننننن منیییییییییییییییییی عخخخخش منییییی.عسللللللللللل منییییییییی.آقربونش..مامانی فداش قربون چشاش
میدونی چی شده خوشملم..امروز اولین روز از ١٦ هفتگیته..قربون شاخ شمشادم بشم که روز بروز داره قد میکشه
مممم..امروز چهارشنبه است ١٠ مهر.دقیقا دو هفته پیش عروسی دایی رضا جونت بود..هعی همش تموم شد..مامانی خیلی خوردشو درگیر این کرده بود که یه طوری رفتار کنه هیشکی نفهمه نینی تو دلم دارم ..خو نمیخاستم همه بدونن هی نگام کنن جیجل دلمو چش بزنن..قربونت برم تو هم خوب باهام همکاری کردی..گرچه اکثرا همون شب یا فرداش توسط مامان بزرگ جون خبردار شدن ولی همشون حیرت میکردن که چقد راحتی به روی خودت نمیاری چه خوب حالت خوبه و ویار نداری و ازین حرفا!
اون حال و اون روزای خوب همون شب تغییر حالت داد و مامانی شد مریض..از درد بدن و سینه پهلو و سرفه های وحشتناک و صدای گرفته دیگه تو رم خسته و نالاحت کردم مامان فداش!
که تا امروزم این سرفه ها ادامه داره دارو هم که نمیتونم بخورم همش چیزای گیاهی و خونگی ...ولی اثرش خیلی کمه..مامانی همه چیو بخاطر تو گلم تحمل میکنه تو خوب باش غمی نداشته باش دنیا بهشت منه!
یه چیز خوشمل پردردسر بگم..با بابایی جونی ها و مامانی جون رفتیم خونه پیدا کنیم اسباب کشی کنیم به یه خونه بزرگتر و خوشجل تر ...عزیزم با اون دستای نخودیت دعا کن از خدا بخواه ایشالا این خونه خوشگله جور شه بگیریم و انشاالله پر از خیر و سعادت باشه برامون...مامانی دیگه حوصله خونه گشتن ندارهههههه..دلش درد میگیره غصه میخوره نکنه تو عزیز ناراحت شی مامان اینقد راه میره.دعا کنیا عسل مامان باوووشه..خدا دوستت داره بهت نه نمیگه انشاالله
تا بتونیم برای تو نازگلم بهترینها فراهم میکنیم تا دل کوچولوت تو این دنیای بزرگ شاد و خوشحال باشه..دوست داریم خونمونو برای تو بزرگ کنیم تا تو راحت و آزاد تو خونمون ورجه وورجه کنی شیطنت کنی غلت بزنی چاردست و پا بری تاتی تاتی کنی قدم برداری بدوی و بپری بغل مامان باباجون...آخخخخخخ.فداش..ینی میشه راه رفتنتو ببینم.جاااااااااااان.نخود مامان
بابایی خیلی ذهنش درگیره..خیلی نگرانشم..اخه بابایی به غیر من و تو کسیو نداره که باهاش خیلی نزدیک باشه..یه داداش داره که عمو تو میشه و دو تا آبجی داره که میشن عمه های تو..ولی جونم براش نه مامان داره نه بابا..بعضی وقتا غصه رو تو نگاهش میخونم..دلم براش کباب میشه ولی چه کنم کاری از دستم برنمیاد..بابایی هم اونقد قوی هست که غصه هاشو به روی من نمیاره همه شو تو دلش قایم میکنه چون میخاد ما همیشه خوشحال و خندون باشیم..قربون خنده هات مامانت بشه
بابایی همش داره فکر میکنه بیشتر پول در بیاره تا وقتی تو میای راحت و اسوده باشی..منکه عاشق بابایی ام..مثل کوه میمونه برام..تو زندگی اونقد بهش اعتماد دارم اونقد قبولش دارم هرکاری بخاد بکنه تمام قد پشتشم..آخه بابا یدونه اس تو دنیا لنگه نداره فرشته زمینی خداست که به ما دو تا هدیه کرده ..خدا رو هر روز بخاطر این نعمتهای بزرگ که بهم عطا کرده شکر میکنم اول بابا مامان جون خودم که خیلی ماهن مثل فرشته ان برامون بعد بخاطر بابایی که نیمه وجودمه نباشه زندگیم نیست بعدم بخاطر توی فنچ کوچولو که نفسمی روحمی وجودمی..الهی همه عزیزام همیشه پاینده و سالم و سلامت باشن.خدایا دوستت دارم بزرگ خدای من.
.jpg)


اسباب کشی با کمک نینی خودمون×
